سلطان محمد مطربي سمرقندي
468
تذكرة الشعراء ( فارسي )
پى نوازش عشّاق بر بساط فلك * نواى چنگ كند راست زهره از بم و زير ثناى گل ز هزاران به گوش مىآيد * چنانكه نظم قديم از زبان ابن كثير سپيدهدم پى مشّاطگى عزيمت كرد * گشاد گيسوى شب را و بافت در زنجير خروش سرو سهى مىرسد ز باغ صباح * مگر كه قصّهء عشّاق مىكند تقرير پى عزيمت تسخير صبحدم گلشن * كشيد مندل و افروخت آتش تبخير به گرد عارض خوبان به خامهء قدرت * دبير صنع رقم كرد آيهء تسخير ز مهرورزى طبع جهان عجب نبود * اگر گياه محبّت دمد به جاى شعير زمانزمان به خط سبز اوستاد ربيع * كند جداول اطراف باغ از تحرير پس از فسانهء بسيار چشم فتنه غنود * كشيد مرغ طرب بر فراز شاخ صفير به عيش كوش كه نقاش باد تخته بر آب * پى تصوّر حال جهان كند تصوير مَى از عقيق بتان خور كه در تناول آن * نه بيم حد شراب است و نى غم تعزير سحر به پاى گلى باده خور كه مىبينم * مزاج باغ چو طبع زمانه در تغيير